استراتژي مدارا
حقگرايي آرماني رهبران آسماني، سبب شده است كه آنان در تعامل با مردم و مجتمع انساني از يك سو و در كنش متقابل با دنياي واقعيتها از سوي ديگر، به نوعي از واقعبيني گرائيده و بر پايه ضابطه مصلحت عمومي، ايدهآليسم را پشت سر نهاده و در عمل رئاليسم باشند.
گشت و گذاري در سير و سلوك پيشوايان ديني نشان از آن دارد كه آنان برپايه اصل »جهاني بينديش و محلي رفتار كن« برنامهريزي كرده و اقدام نمودهاند و چنان است كه همواره در سياست و مهندسي اجتماعات و مديريت منابع انساني، بين اصولمداري و واقعگرايي جمع نموده و مديريتي متناسب با اقتضائات زماني و زميني داشتهاند.
سياست نبوي - و نيز ديپلماسي امامان - بر دو پايه اصولمداري و واقعگراييموجب شده است كه مديريت آن بزرگواران به روش بينرشتهاي و يا اقتضايي صورت گرفته و درنتيجه، همانگونه كه در برخورد با مردم از كيش مهر و محبت و مدارا پيروي كرده و اهل تسامح و تساهل بودهاند، در رويارويي با واقعيتها نيز از قدرت مانورپذيري در تاكتيك بهره جسته و اهل انعطاف باشند.
مديريت انعطافپذير و اقتضايي پيامبر و امامان، فرآيند خردگرايي آنان در تعامل با پديدهها و رويدادهاي سياسي، اجتماعي بودهاست. نمونههايي از اين نوع رهبري و مديريت عيني و اقتضايي را در »صلح حديبيه« و »معاهده امام مجتبي با معاويه« و هم در »معماري مدرسه نقد و نظر امام صادق« و »ولايتعهدي امام عليبن موسي« ميتوان مطالعه و مشاهد كرد.تاريخ نشان ميدهد كه مشي و مشرب ساير امامان در مواجهه با واقعيتها و در رويارويي با نهاد قدرت، حكومت و خلافت - ضمن تفاوت در تاكتيك و تكنيك - چنين بوده است.جمعبندي اين نمونه از تجارب و تحليل علمي و عيني آنها گوياي آن است كه صلابت، شجاعت و غيرت ديني در دگمانديشي، جزميگري و نظاميگري مبتني بر ايدهآليسم در مواجهه با ديگران و حتي بدانديشان و دشمنان نبوده و نيست و پيشوايان معصوم- جز در موقعيتهايي كه اضطرارا بايد به موجب استراتژي دفاع نظامي عمل ميكردند - هرگز به نام حركت ديني و براي تحقق و تثبيت انديشه و ايدههاي مردمي و الهي، مبتني بر آرمانگرايي محض قيام و اقدام ننموده و راه و رسم قهر انقلابي، ستيز و نظاميگري را برنميگزيدند.
شكلگيري، رشد كمي و كيفي و نيز مانايي مدنيت اسلامي، عليرغم حركت در سكوت و خاموشي و در قالب قدرت سايه در برابر قدرت غاصب حاكم، فرآيند اين واقعيت متحرك و فرمولمانند در رفتار پيامبر و امامان بوده است.آنان با اتخاذ سياست »رفتار حكمتآميز، كسب عزت، فتح عقول و قلوب و حضور بر سكوي قدرت« موجب شدند تا شاهد پايايي و مانايي فرهنگ و تمدن اسلامي باشند.نگاهي تحليلي به سير و سيره نبوي از »حديبيه« تا »عامالوفود« و نيز نگرشي تفسيري به سير تحولات تاريخ اسلام از »معاهده امام مجتبي« تا »ولايتعهدي امام رضا« اين مدعا را اؤبات كرده و گواهي ميكند.
احمد اسلامي
انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com