برابر يافته‌هاي علمي، انسان پديده‌اي است كه رفتاري ديناميكي دارد. اين يافته‌ها كه با داده‌هاي وحياني هم، همسويي و همراهي دارند، انسان را- چونان طبيعت- هستِ رازگونه‌اي تعريف مي‌كنند كه در نهان و نهاد او، اصالت‌ها، استعدادها و فرصت‌هايي كِشته و نهفته شده است (الناس معادن ... رك: ميزان‌الحكمه، ج10، ص240) كه براي جاري زندگي چون سفره زيرزميني مي‌ماند. بديهي است كه اين واقعيت‌ها و قابليت‌هاي سفره مانند بايد كاويده شود و كشف و استخراج گردد. چه آنكه هستي چرخه بر فرازي توانمندي‌ها و گردونه شكوفايي انرژي‌ها و بوته رويش و بالش كمال انساني است و اين كارماي آفرينش است. و بر اين پايه «غايت بعثت و نهايت تجربه رسالت- چنانكه در بيان وحياني آمده است- آزادسازي انسان از راه بيدارسازي انگيزه‌هاي سرشتي و ساختاري و نيز كارآمدسازي گنجينه‌هاي دروني است.» (اعراف/107+ شعراء/17+ غاشيه/88) و به بيان ديگر: «غايت شريعت و حقيقت طريقت و هم جوهر و گوهر ديانت، رستاخيز جان در جهان انسان است.»