درون مایه "انسان زیستی " ، راهبرد  "توسعه" و حتی پیش نیاز "دینداری" آزادی و آزاد زیستی" است.

در نوشتار "شهروند مقتدر" (چشم انداز، شماره 59) بر پایه این انگاره که : "ازاد زیستی فرایند روایی و روانی حقوق چند گانه ای است که ، فرد را در جامعه دارای هویت کرده و مقتدر می کند و به او توان شکوفایی و باروری می دهد" افزودیم که:

" شایسته انسان زیستی و بایسته مینو گرایی ، نهاد سازی فرهنگ شهروند مقتدر است. یعنی فرد ، زمانی در جامعه ، زیستی انسانی- معنایی پیدا می کند که دارای هویت باشد و تحقق آن هم در گرو اقتدار است و اقتدار هم بازخورد اجرای حقوق و در صدر آن آزادی است.