دین ، پلورالیزم و سکولاریزم
درون مایه "انسان زیستی " ، راهبرد "توسعه" و حتی پیش نیاز "دینداری" آزادی و آزاد زیستی" است.
در نوشتار "شهروند مقتدر" (چشم انداز، شماره 59) بر پایه این انگاره که : "ازاد زیستی فرایند روایی و روانی حقوق چند گانه ای است که ، فرد را در جامعه دارای هویت کرده و مقتدر می کند و به او توان شکوفایی و باروری می دهد" افزودیم که:
" شایسته انسان زیستی و بایسته مینو گرایی ، نهاد سازی فرهنگ شهروند مقتدر است. یعنی فرد ، زمانی در جامعه ، زیستی انسانی- معنایی پیدا می کند که دارای هویت باشد و تحقق آن هم در گرو اقتدار است و اقتدار هم بازخورد اجرای حقوق و در صدر آن آزادی است.
بدین نگاه ، پس بن مایه مدنیت و معنویت ، "فردیت مستقل" انسان و پیش نیاز آن هم ، "آزادی" است.از این رو ، برای هیچ کس روا نیست که "فردیت" خویش را به تاراج و هراج گذارد و خود زنی کند و سر سپرده دیگری شود. در سخنان امام علی آمده است:
«خویشتن را از در افتادن در نشیب هر فرودی بر فراز، و از بند بندگی هر کسی بر کنار دار...»(نهج البلاغه؛نامه /31)
و نیز آمده است:
« در استانه هر آشوب و آشفتگی و در کنار هر گرداب و گردبادی، همانند شتر بچه دوساله باش!که نه برای باربری ، کمری و نه برای شیردهی، سینه ای دارد و از دست ابزاری هر کسی رهیده و آزاد است.»(همان حکمت /1)
و بدین سیاق ، گفتمان علوی، گفتمان آزادی است و در این میان، یکی از بایسته و شایسته ترین سیماهای آزادی ،آزادی دینی یعنی آزادی در عرصه و عرضه مذهب و در گزینش و پذیرش شریعت است و درست در همین راستاست که آن امام ، با نقد رویکرد آزمندانه و ترسایانه به دین (نهج البلاغه خ/34 و حکمت /237) طی نامه منشور مانندی ، از مخاطب می خواهد که با دانشوری و فرزانگی ،گوهر مراد بینایی را در یافته و با گذر از فرمالیسم و شکل گرایی و دگماتیسم و جزم اندیشی، به جوهر روانبخش و زندگی ساز باورمندی دست یازیده و با پذیرش و گزینش را ه واره وارستگی و آزادگی ، دینداری در سپهر عقلانیت را تجربه کند.[1]
بررسی و ارزیابی گفتاورد علوی ، گویای آن است که ، مهندسی و ساماندهی اندیشه ، چنانچه بسگانه انگاری و سنگوارگی رابر نمی تابد ، غرقابی درگرداب ولنگاری را هم نمی پذیرد . واین بدان معنی است که اصول گرایی در دینداری با هر دو رویّه تحجّر وانجماد ،بمثابه دو رویه سکه، ناسازگار و در هم گریزی است.
بدین سامان، بر حسب دستگاه اندیشه علوی، دینداری اصول گرایانه، شریعتمداری در سپهر عقلانیت را می طلبد و چنین است که، جان پژوهشگر باید پیراسته و وارسته از آسیب های ضد پژوهش و آراسته به آرایه های پژوهش _یعنی آزادی _باشد.
متن و بطن ده ها آیه از آیات قرآن ،بایستگی و شایستگی آزادی دینی را گزارش، همراهی و پشتیبانی می کند.در بینش وحیانی، دین هشته گزینش و موضوع انتخاب است. و هیچ فشار و زوری در آن روا نیست و نباید باشد.(بقره/256، کهف/29، انسان/3، کافرون/6) چه آنکه ایمان و آنچه از گوهر ایمان است یعنی:
اولا:فرایندی است،
ثانیا:معرفتی است،
ثالثا:شناور است،
اکراه پذیر و اجبار بردار نیست( انعام/35،107،148، قصص/56) به نوشته مطهری:«از چیزهایی که خودش طبعا زور بردار نیست و چون زوربردار نیست، موضوع اجبار در آن منتفی است "ایمان " است. آنچه که اسلام از مردم می خواهد " ایمان " است، نه تمکین مطلق...» (مطهری:1374/118)
و چنان است که کار ویژه انبیا ، آزادسازی انسان از همه قید و بندهایی است که فردیت مستقل او را به بند کشیده و وی را از جوشش و شکوفایی باز می دارد( اعراف 157، شعرا/17 ، حدید/9)به بیان امام علی:
«پیامبران از ژرفنای جامعه سر زده و بر آمدند تا مگر چون خویش کاران ، زمینه های روانی انسان را بکاوند و گنجینه های عقلانی را بیانگیزند و شکوفا کنند»( نهج البلاغه،خطبه 1)و این _یعنی آزادسازی انسان از هر چه وی را از شکفتگی و شکوفایی باز می دارد_ درون مایه بت ستیزی پیامبران است، چه آنکه "بت" در ترازوی سنجه ایات قرانی نه شکلک های دست ساخته بردگان و کارگران ارباب معابد، که تکوارگی و بسگانه انگاری و به تعبیر دیگر، مطلق سازی یک ایده و عقیده و خشکی و سنگوارگی بر آن بوده و هست.در واقع "بت" بیش از و پیش از آنکه در یک ساخته سوژه مانند ِ مجسم خودنمایی کرده و نمودار گردد، در یک ساختار روانی که فرایند ِخود تک بینی ، خودشیفتگی و خود پرستی ابژه است ، هویت یافته و در صورت عقیده پرستی پدیدار می گردد و رقیب خداپرستی می شود.برابر تجربه شاعرانگی اندیشه دینی ابن عربی:
«...بت پرست اگر کافر است ،نه از آنجاست که بت می پرستد، بلکه از آنجاست که تنها بت خود را می پرستد .کفر مسیحیان نیز از آنجاست که خدا را در قالب عیسی می بینند، مسلمانی که تنها کعبه را خانه خدا می پندارد کافر است...»(موحد:1385/515) [2]
بنابراین بر حسب دستگاه نظری و فلسفی ابن عربی ، چنانکه در تبیین اریک فروم (Erich Fromm) روانکاو و فیلسوف اجتماعی آلمانی تبار :1900-1980 هم آمده است.(ملکیان/1389 ) "بت " چیزی نیست جز رسیدن و ایستادن به نقطه "این است و جز این نیست". و این همان چیزی است که انرژی عقلانی و ارادی انسان را پنهان ساخته و در گور می کند.
این است که آهنگ بت ستیزی پیامبران ، آهنگ آزادسازی انرژی و اندیشه انسانی و آهنگ آزادسازی فهم و توان گزینش او از همه علل و عواملی است که عقل و اراده ادمی را کور کرده و به گور می برند و درست از همین رواست که پیامبران " ولی " نامیده شده اند. به گزارش کلینی ، امام علی ، طی نامه ای پس از نهروان – که خواست تا هر جمعه بر مردم خوانده شود – آورده است :
"ولایت از آن کسی است که آزادی بخش و زندگی ساز است و از آنجا که کارمان رسول الله ، آزادسازی مردم از دوزخ و از بردگی است ، پس وی را جایگاه ولایت بر مردم است" (محمودی :1387 ه.ق/ 5، 214-213)3
بنابراین ، شاخص "ولایت" آزادسازی است، چنانچه خداوند هم ولایت خود بر مردمان رامستند به کارمان آزادی دانسته است.(بقره/257) و از این رواست که در سروده مولانا آمده است:
کیست مولا؟آنکه آزادت کند / بند رقیت ز پایت وا کند
چون به آزادی نبوت هادی است / مومنان را ز انبیا آزادی است
ای گروه مومنان شادی کنید / هچو سرو و سوسن آزادی کنید
(مثنوی/605،4540)
و درست در همین نقطه است که جهاد و دفاع، معنی یافته و جایگاه واقعی خود را پیدا می کند .طالقانی ذیل آیه 257 بقره می نویسد:
"هدف در آیات جهاد، از میان بر داشتن اکراه بر عقاید مخالف و ... است و نه جهاد و نه اجبار بر پذیرش عقیده..."(طالقانی :1350/205،2)
به آیاتی که ذیلا گزارش می شود بیاندیشید:
"اذن للذین یقاتلون...= به پیکار گران، بار کارزار داده شد، بدان روی که ستم دیده اند ، چه آنکه آنان از خانه و کاشانه اشان رانده و آواره نشدند، جز به گناه آنکه می گفتند: پروردگار ما ، بیتا خداوند است.آری اگر نبود روایی دفاع ، تاکنون همه معابد-صوامع=دیرها، بیع = کنیسه ها ، صلوات = آتشکده ها4 و مساجد =پرستشگاه ها – ویران شده و مذاهب از بین رفته و نابود می شدند..." 0حج/40 -39)
درنگ و ژرف اندیشی در بسته وحیانی فرود آمده بر پیامبر، که پس از گذشت نزدیک به 15 سال از بعثت آن بزرگ، برای نخستین بار ، دفاع را روا دانسته و به مسلمانانی که به گناه گزینش یک ایده و عقیده ، ستم زده شده اند، بار قتال می دهد،درستی گزاره بالا را گواهی می کند و به خوبی روشن می سازد که، تنها فلسفه روایی دفاع و قتال ، تامین و تضمین آزادی دینی و مذهبی است.و بدین آهنگ است که می گوید:
"وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کلها لله... "(بقره/193 انفال/39)
آزادی و آزادزیستی ، درون مایه شریعت (بینه / 5) و نیز بن مایه فراخوان پیامبر خطاب به اهل کتاب برای تشکیل "امه واحده" است.(آل عمران /64).
با چنین چشم اندازی، بسیار روشن است که، پیامبران نیز، زیر هیچ نام و فرنامی، حق زورگویی و دیکتاتوری بر مردم را نداشته و ندارند(ق/45،غاشیه/21). چه آنکه برای آنان به نام رسول و بر پایه مسئولیت الهی رسالت، حق و یا وظیفه ای به نام "وکالت= سرپرستی اداره شئون زندگی مردم" شناسایی و تعریف نشده است(انعام/66، یونس/108، زمر /41، شوری/6) و چنانکه آنان به نام رسالت "حفیظ =مسئول اداره شئون وجودی(ولایت تکوینی) مردم" نیستند "وکیل=مسئول اداره شئون زندگی (ولایت تشریعی) مردم" نیز نبوده و نیستند5.و خداوند چنین مسئولیتی را بر دوش آنان ننهاده است.(انعام/107)بدین نسق، پرسش انکاری خداوند خطاب به پیامبر که:
"افانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین... = آیا تو مردم را وادار کرده و ناچارمیکنی که – گرچه از سر ناگریزی – ایمان بیاورند؟(یونس/99) گواه و گویای دیگری است بر گفتمان آزادی در گزینش و پذیرش مذهب و با چنین رویکردی است که به گزارش قرآن – هود پیامبر در گفتگوی با مردم، می پرسد:
"...انلزمکموها و انتم لها کارهون.. = من گرچه پیامبر و از سوی خدا راهنمایم و بر آن گردا و گواه دارم ، ولی آیا رواست که به رغم دل گریزی تان ، شما را بر دین و ایمان وادار کنم؟"(هود/28) و بر این پایه بسیار روشن است که بسامد آزادی دینی،تکثرگرای و پلورالیزم در حوزه فکر و فرهنگ و مذهب است . و این:
اولا؛واقعیتی است گریز ناپذیر و ثانیا؛ بایسته و شایسته و ثالثا؛- چنانکه یافته های علمی جامعه شناختی هم، نشان می دهد – پایندگی و بالندگی دین و دینداران را رد پی داشته و ببار میاورد.
... اسمیت (Christian smith )جامعه شناس بر جسته آمریکایی ( ) با پشتوانه پژوهش های میدانی، با اشاره به اینکه : "دین از حاکمیت دین نهادینه شده آسیب می بیند، اما از کثرت گرایی و آزادی های دینی بهره می گیرد و فربه می شود " بر این باور است که :
"در یک جامعه کثرت گرا برای کثیری از دین داران ممکن و مطلوب است تا از شک و تردید های ویرانگر در باب وثاقت و اعتبار باورهای بنیادی دینی شان بطور آگاهانه اجتناب ورزند"(چشم انداز ایران- مقاله دین و کثرت گرایی - شماره :61).
از دیدگاه اسمیت" چالش های موجود علیه بنیان های یک دستگاه دینی ، عملا و غالبا به ظهور انگیزه های نیرومندی در جهت بازاندیشی درباره آن دستگاه دینی می انجامد"(همان)
وی بر این باور است که:"کثرت گرایی زمینه و بستری را فراهم می آورد تا گروه های دینی در نتیجه روبه رو شدن با انواع تهدیدات و تعارضات گروه های اجتماعی دیگر ، به انسجام و همبستگی برسند.واقعیت کثرت گرایی معتدل با بر ملا ساختن تفاوت ها و پررنگ کردن وجوه تمایز و مرز بندی ها باعث تحکیم خود مختاری اجتماعیات دینی- که متضمن هویت اخلاقی افراد است – می شود"(همان).
با چنان پشتوانه ای است که، شالوده و بن مایه هستی و زندگی بر کثرت و اختلاف ریخته وپرداخته شده است.به گفته قرآن:
"ولو شاء الله لجعلکم امه واحده....= اگر خدا میخواست – و روند و روال هستی بر گریز ناپذیری بود- مردم در شریعت و مذهب یکپارچه می شدند – و چون موج مرده – همانند و همسان می گشتند، اما خدای نخواست و چنین نکرد، چه آنکه، شالوده هستی بر کثرت و اختلاف و بن مایه زندگی بر تعدد و تنوع است تا مگر ،چرخه هستی و گردونه زندگی، بوته آزمون (شکفتگی و شکوفایی و بالندگی ) قرار گیرد ، و در این میان، کسانی در برندِ رستگاریند که در سایه سار رحمت الهی در آیند. پس ای مردم!- در بستری از کثرت، پیش به سوی به کاری ،رستگاری و مانایی و پیش به سوی وحدت ."(مائده/48،هود/118، نحل/93،شوری/8) و نیز رک:انعام /107،35و 149-148، نحل/9، یونس/99).
با چنین رهیافتی است که در زبان وادبیات وحیانی ، کارکرد پیامبران، تنها"ابلاغ رسالت" دانسته شده (آل عمران/20، مائده/92، رعد/ 40، نحل/35و82 ، نور/54،عنکبوت/18،یس/17،شوری/48) و قرآن "تذکره= ساز وکار خویش کاوی و آگاهی" خوانده شده است.(انسان/29، عبس/12، مدثر /54، مزمل/19) و بر این پایه هر گونه رفتار فرا بشری (مشقت آمیز و شقاوت انگیز)- حتی با انگیزه هدایت مردم- از پیامبر نفی و نهی شده است(بقره/272،طه/2، قصص/56،عبس/12-1)و نیز رک:( انعام /35، کهف/6، شعرا/3 ، بقره/272 و...).
باری و آری چنین نگره و نگاره ای در گستره فکر و فرهنگ و در زمینه مذهب و شریعت ، پلورالیزم و کثرت باوری را در پی داشته و دارد، چنانچه بایسته کارکردگرایی شریعت هم چنین رهیافتی است. چرا که – همانگونه که در نوشتار " دین و پلورالیزم" یاداور شده ایم"- با توجه به سازه های ایمان محوری و انسان مداری و ویژگی شناوری انسان و ایمان، راهبرد دینی داشتن نسل هر عصر و مصر، عصری سازی شریعت است و بایسته آن هم ، عرفی سازی ، بومی سازی و آزاد سازی شریعت از رویکرد شرعی به آن است و از این رو است که، قرآن علیرغم پافشاری بر وحدت در دین و نهی از پراکندگی در آن ، اما تعددو تکثر شریعت را پذیرفته و به گواهی فراخوان پیامبر، خطاب به اهل کتاب ( مسیحیان،یهودیان،صابئین و مجوس) برای تشکیل امه واحده بر محور توحید و آزادی، بدانها رسمیت داده است( رک : خاتمیت و بسط تجربه عقلانیت)
به باور نگارنده و بر پایه آنچه در نوشته آمد،بازخورد و برون داد کثرت گرایی در حوزه مذهب و شریعت- به عنوان رهیافت وحیانی و راهبرد عینیِ دینی داشتن فضای هر عصر و مصر- ،سکولاریسم و عرفی سازی حوزه قدرت است.به سخن دیگر ، فرآیند دینی داشتن فضای جامعه در هر عصر و مصر، پلورالیزم در حوزه شریعت و سکولاریزم در حوزه قدرت است.و بدین سان،نه تنها میان دین و سکولاریته ،دوگانگی و ناسازگاری نیست و وجود ندارد ،بلکه دین داری و دین ورزی در گرو سکولاریم حوزه قدرت است.
این بسامد و پسامد ، یعنی جداسازی نهاد دین از حکومت به عنوان شرط بایسته کثرت گرایی در شریعت و تامین و تضمین آزادی دینی ، فرآیند خوانش وحیانی از دین است.( رک : خاتمیت و بسط تجربه عقلانیت)
بایسته دین داری وشایسته دین ورزی ، تن دادن به مرجعیت سه گانه عقل، علم، و وحی است.این گزاره، بر پایه خوانش قرآن از دین است که آن را " فطری" دانسته و ویژگی ساختاری انسان و نهادینه او میداند( روم/30) چه آنکه به موجب این خوانش درونمایه و عنصر گوهری " دین" ، " اسلام " است(آل عمران /19 و 85-82) و "اسلام " در ادبیات وحیانی و قرآنی همان " استسلام " در برابر حق است.( طوسی/ ).
بر این پایه دین همان توانش ارگانیسم انسانی در فرا رفتن از طبیعتِ زیست شناختی و فراز آمدن در جهانی از معنویت است که:
اولا: ذاتی و ساختاری است.
ثانیا:فراگیر و انسان شمول است
و ثالثا: پیمان افرین و دارای بایستگی های اخلاقی است.(تامسون[Thompson Kenneth w.] :1381/33).
بازنمود چنین خوانشی از دین ، در ساخت و ساحت زندگی، دینی شدن جامعه و اجتماعی بودن دین است.این روشن است که وقتی بایسته و شایسته دین داری ، پذیرش مرجعیت سه گانه علم ، عقل و وحی است ،و دین داری در واقع گردن نهادن به یافته های علمی و عقلی – در کنار داده های وحیانی است- بازخوردی جز این ندارد که ، شخصیت جامعه ، دینی گشته و دین هم اجتماعی شود، چرا که در این صورت ، رعایت اصول علمی و قواعد عقلی و عرفی ، کنشی دینی خواهد بود. و چنین است که در متون و منابع مذهبی ، رعایت ارزشهای اخلاقی و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، به رغم اینکه ماهیت انسانی و یا عرفی داشته و دارند اما ، به عنوان شاخص های دین ورزی و ایمان گرایی شناسایی شده و بر آنها پافشاری شده است . چنانکه گفته شده است:
-اصل الدین اداء الامانه و الوفاء بالعهود(غرر:2/42)
- لادین لمن لا عهد له
- النظافه من الایمان.
حب الوطن من الایمان (سفینه البحار :2/668).
بر این پایه، شایسته و زیبنده دین و جامعه دینی ، سکولاریته بودن نهاد های عمومی و از جمله دولت و قدرت است، یعنی دین اگر بخواهد دین بماند و با ویژگی های سه گانه ساختاری،فراگیری و اخلاقی بودن ، بر کنش اجتماعی ، توانمند باشد، چنانچه یافته های علمی و تجربی ایده پردازانی چون جان لاک ، روسو وکانت هم بر آن گویاست، باید دامن خود را از در آمیختن با قدرت برچیده و خود را از آن بی نیاز و برفراز و در کنار بداردو استغنا و استقلال خود را پاس داشته و نگهبانی کند، زیرا اگر حکومت، دینی و ایدئولوژیک شود، بازتولیدی جز دین دولتی نخواهد داشت و بسیار روشن است که چنین فرایندی با ویژگی های سه گانه دین ناسازگار خواهد بود و نخواهد توانست نسبتی برابر و همسان با شهروندان داشته وبرقرار کند.چرا که در این صورت ، دین به عنوان تابعی از متولیان حکومت، خود طرف خواهد بود و جنبه فراگیری و انسان شمولی و حالت سپهری خود را از دست خواهد داد. به گفته پروفسور یورگن هابرماس(Jurgen Habermas).
"ویژگی سکولار دولت ، شرط لازم – ولی نه کافی- برای تضمین آزادی برابر در اعتقادات دینی برای همه افراد است"(چشم انداز ایران . مقاله مذهب در عرصه عمومی، شماره:36).
وی با اشاره به واقعیت پیدایش اختلاف میان گروه های اجتماعی و از جمله میان نهاد دولت و ملت و مرزبندی های متغیر میان آزادی مثبت ،مبنی بر داشتن مذهب خاص خود و آزادی منفی مبنی بر مصون ماندن از سرکوب احتمالی توسط رقیب غالب، می نویسد:
"شیوه عادلانه را تنها هنگامی می توان پیدا کرد که طرف های ذیربط یادبگیرند در عین حال ، مسائل را از دیدگاه طرف دیگر نیز بنگرند و ائینی که بیش از همه با این هدف مناسبت دارد ، عبارت است از شیوه شکل دهی به اراده جمعی از طریق گفت و گوی دموکراتیک در چارچوب دولت سکولار .حکومت به هر حال باید بر مبانی غیر مذهبی استوار گردد و آئین دموکراسی قادر است این مشروعیت سکولار را با استفاده از عنصز مشارکت سیاسی ِ برابر همه شهروندان تاسیس و تضمین نماید..." (همان)
و چنین است که دولت و قدرت سیاسی( حکومت) باید نماینده هویت شهروندی مردم- نه هویت مذهبی انان- بوده و ماهیت قانونی- و نه مذهبی – داشته باشد، چنانکه ایده و اندیشه وحیانی و انگاره های عرفانی( رک : مله ابراهیم، راهبرد مدیریت شریعت های متکثر / چشم انداز ایران شماره /62) و نیز زیر ساخت های شناخت شناسانه جامعه مدنی مبنی بر هم گوهری انسانها در آفرینش و آزادی و برابری آنان و ساختارهای حقوقی و اخلاقی مبتنی بر آن ( رک : نهاد های عمومی در ساختار نظام سیاسی / چشم انداز ایران ، شماره :61) چنین ساختی را بایسته و گریز ناپذیر می داند.
منشور میثاق ملی دولت شهر نبوی و نیز منشور مدیریت علوی ،بمثابه قوانین اساسی اداره سرزمین مدینه و مصر که اولی توسط پیامبر و دومی از سوی امام علی به نام مالک اشتر صادر گشته و به یادگار ماده است(رک: قانون اساسی، راهبرد دولت شهروندی ، چشم انداز ، شماره :54 و شهروند مقتدر در نظام اندیشگی اما علی ، چشم انداز، شماره :59 ) دو نخستین تجربه در تاریخ اسلام هستند که این بایستگی را گواهی کرده و گزارش می کنند.
پی نوشت ها:
1- به عنوان نمونه در نامه 31 نهج البلاغه آمده است:
«فرزندم ! دانسته باش! دل پذیر ترین خوشه ای که زیبنده است تا به عنوان زادراه از خرمن این اندرزها بر چیده و برگیری...
...
بهره گیری از تجربه ره پویایی نیاکان و شایستگان از دودمان می باشد، چرا که آنان نیز – چون تو- در گزینش و پویش راه و رسم زندگی ، خودآوندی در نگرش را رها نکرده و هم چون تو اندیشه کردند تا سرانجام با بادبانی خرد آنچه را دریافته و شناختند، بر گزیده و به کار بستند و از بارسواری آنچه بر دوششان بایسته نگشته بود، خودداری کرده و خیال آسوده داشتند.
البته اگر سر پذیرش چنین راه و روشی را نداری و چنگ آویزی به تجربه دیگران را بر نمی تابی و بر آنی که چون آنان، خود آزمایی و بدانی. پس شایسته آن است که با پرهیز از حرکت در تاریک روشن گمانه ها و ستیزه جویی ها جستجو گریت ، پژوهشگرانه و دانشجویانه باشد...(نهج البلاغه ، نامه:31)
2- وی در فصّ دهم(فصّ حکمه احدیه فی کلمه هودیه) از کتاب فصوص می گوید:
«ایاک ان تتقید بعقد مخصوص و تکفر بماسواه ، فیفوتک خیر کثیر، بل یفوتک العلم بالامر علی ما هو علیه، فکن فی نفسک هیولی لصور المعتقدات کلها، فان الله تعالی اوسع و اعظم من آن یحصره عقد دون عقد»(همان/608).
3- ان النبی (ص) قال:الولاء لمن اعتق، فجاء رسول الله بعتق الرقاب من النار و اعتقها من الرق ، فکان للنبی ولا هذه الامه ...
4-برگردان "صلوات" به " آتشکده" برگرفته از تفسیر ابن عباس است. رک : تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ذیل آیه 40 سوره حج.
5- برگردان دو واژه "حفیظ " و " وکیل" به " ولایت تشریعی و تکوینی" بر گرفته از المیزان است در آنجا که آمده است:
" المراد بالحفیظ ، القائم علی اداره شئون وجودهم کالحیاه و النشوء و الرزق ونحوها ، و بالوکیل ، القائم علی اداره الاعمال لیجلب بذلک المنافع و یدفع المضار المتوجهه الی الموکل عنه من ناحیتها.فمحصل المراد بقوله: "و ما جعلناک..." ان لیس الیک امر حیاتهم الکونیه ولا امر حیاتهم الدینیه ..."رک : المیزان .ج/7 (عربی) ذیل آیه 107 سوره انعام.
منابع
1- الله تعالی ، قرآن کریم
2- الله تعالی ، 1375 ، قرآن کریم ( ترجمه ، توضیح و تعلیق : بهاءالدین خرمشاهی) تهران ، جامی و نیلوفر
3- ابن ابیطالب ، علی ، الامام / بی تا / نهج البلاغه ( تصحیح و تعلیق: دکتر صبحی صالح ) قم ، دارالبحره ( افست از نسخه چاپ بیروت )
4- ابن ابیطالب ، علی ، الامام / بی تا / نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه ( تالیف : الشیخ محمد باقر محمودی ) بیروت ، الاعلمی
5- ابن ابیطالب ، علی ، الامام / 1361/ غرر الحکم و درر الکلم ( تالیف : عبدالواحد آمدی ، تنظیم : میر جلال الدین حسینی ارموی "محدث" ) تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
6- ابن عباس ، عبدالله / 1429 ه.ق / تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس ( تنظیم : مجدالدین محمد بن یعقوب الفیروزآبادی ) بیروت / دارالکتب العلمیه
7- ابن عربی ، محمد بن علی /1385/ فصوص الحکم ( در آمد ، برگردان ، توضیح و تحلیل : محمد علی و صمد موحد ) تهران ، کارنامه
8- تامسون ، کنت /1381/ دین و ساختار اجتماعی ( ترجمه علی بهرامپور و حسن محدثی ) تهران ، کویر
9-طالقانی ، سید محمود ، آیت الله / بی تا / پرتوی از قرآن / تهران ، انتشار
10-طباطبایی ، سید محمد حسین ، علامه / 1390 ه.ق / المیزان فی تفسیر القران ( عربی ) قم ، اسماعیلیان
11-طوسی
12-محدث قمی ، شیخ عباس / بی تا / سفینه البحار / تهران ، عابدی
13-مطهری ، مرتضی ، استاد /1374، پیرامون جمهوری اسلامی/ تهران ، صدرا
14-ملای رومی ، جلال الدین محمد / 1383، مثنوی معنوی ( تصحیح : رینو لد ، ا ، نیکلسون ) تهران ، قطره
15-ملکیان ، مصطفی / 1389
16-هابرماس ، پروفسور یورگن / 1384 / مذهب در عرصه عمومی ( سخنرانی ) (برگردان : چشم انداز ایران ، شماره : 36)
17-هوشمند ، حسین /1389 / سکولاریزه شدن ، دین و کثرت گرایی ( مقاله ) چشم انداز ایران ، شماره : 61