بازخوانی آهنگ شناسانه یک سنت

به انگیزه « چهارشنبه سوری»

 

«چهارشنبه سوری» عنوان آخرین چهارشنبه سال شمسی وسرآغاز سنت های نوروزی است که در فرهنگ وادب پارسی مفهومی رازگونه و معنایی ژاژ ستیزانه دارد. در این روز مردم به ویژه خردسالان و نوجوانان در پیشوازی از بزرگداشت آئین باستانی و ملی نوروزی ، همانگونه که از عنوان «سور» بر می آید ، با آتش افروزی و آتش بازی به جشن و شادمانی پرداخته اند و در حالی که سرود « زردی من از تو ـ سرخی تو از من » بر لب دارند و زمزمه می کنند ، به نشانه پیرایش از زشتی ها و آرایش به زیبایی ها ، گرد آتش چرخیده و از روی آن پریده و بدین گونه با گرامی داشت یادگار ماندگار نیاکان ، کهنه طبیعت خاکستری رنگ را بدرود گفته و چشم به راه نو طبیعت سبز رنگ نشسته و از پس سال کهن، سال نوین را انتظار می کشند (دهخدا ، لغت نامه ـ چهارشنبه سوری)

* * *

این سنت دیرپای اهورایی و رسم مانای ایرانی که در ذهنیت تاریخ به یادگار مانده و نهادینه گشته است ، ممکن است چون هر سنت ملی و مذهبی دیگری به بدعت ها آغشته گشته و آلوده گردد و پالایش بخواهد ، اما چنان نیست که کسانی پنداشته و انگاشته اند و به گزاف در متن و بطن آن اباحی گری اخلاقی و آتش پرستی اعتقادی کِشته و جسته اند ، بلکه نماد رویکرد عرفانی و نمود کارکرد معنوی ذهن و زبان ایرانی در تعامل با هستی است.

تاریخ فلسفه بشری نشان از آن  دارد که انسان از همان ابتدا و به تدریج با کارگرسازی خرد خویش، از طبیعت پنجره ای رو سوی آفاق و دریچه ای به سمت سفر به ماوراء ساخته و به باروری نهاد عشق پرداخته و راهی خانه دوست گشته و محرم اسرار شده است و به خلوتگه محبوب درآمده و به تماشای راز نشسته است.

آثار فلسفی فیزیک دانان و احوال عرفانی تجربه گرایان گواه چنین مدعایی است.

چنین رویکردی مورد توجه و تاکید منابع وحیانی و مصادر دینی هم بوده و فراوان بدان سفارش کرده اند. ادبیات دینی سرشار از آموزه هایی است که می گوید: «برگ درختان سبز در نظر هوشیار ـ هر ورقش دفتری است معرفت کردگار» تاریخ فرهنگ ملل ، گویای آن است که بسیاری از رفتارهای بشری ، حتی آداب و عادات مذهبی و مناسک آئینی که صورتی قدسی پیدا کرده و تقدس یافته اند ، رفتارهایی نمادین و حرکاتی سمبلیک هستند که رازیابی و ارزیابی آنها زبان ویژه خود را خواسته و نیاز دارد. مناسک حج از قبیل : احرام، تلبیه ، طواف ، سعی ، حلق و تقصیر ، وقوف در عرفات ، مشعر و منی، قربانی ،رمی جمرات و ... و یا افعال و اذکار نماز و ... همه رفتارها و گفتارهایی هستند که صورتی نمادین و سیرتی معنادار و زندگی ساز دارند که راز دانی و رمز خوانی و پیام گیری از آنها بی گمان زبان ویژه خود را می طلبد.

حرکاتی این چنین نمادین و سمبلیک، چنانکه  در فرهنگ مذهبی روا است در فرهنگ ملی نیز روند روال است و نمونه های فراوانی هم دارد. جشن « چهارشنبه سوری» می تواند یکی از آنها باشد. رمز پردازی و نماد سازی در ذهن و زبان ایرانی عنصری زنده و سازنده است. به نوشته شهاب الدین سهروردی :« سخنان پیشینیان همه به رمز بیان می شده است و رموز را نمی توان مردود و مطرود دانست ، چه آن که این شرط خرد نیست. » (هاشم رضی : 1379 /78)

از این روی ، راز و رمز در گفتار و رفتار پیشینیان را نباید نادیده گرفت وگرنه بنیاد اندیشه پنهان می ماند. در ادب ایرانی و ادبیات پارسی عناصر و مفاهیم فراوانی معنای نمادین و کنایی دارند. به عنوان نمونه می توان از « آب و آتش» یاد کرد و نام برد.

« آب » رمز پاکی و آمادگی است و « آتش» رمز حکمت و خردمندی است. در بینش و منش پارسیان ، جهت گذر از دروازه دانش و درآمدن به آستان عشق و فرا رسیدن به منزلگه معشوق ، نخست شست و شویی بایسته و شایسته است. در تاریخ آئین میترایی آمده است که :

«زرتشت پیش از راه یافتن به بارگاه نورالانوار، نخست شست و شو می کند. (1)» (همان / 52)

آتش و نور، این دو نام نیز، نشانه و رمزوجودی خداوند، و راه رسیدن به آن ذات پاک و تابناک اند.

آتش یکی از عناصر اصلی طبیعت و ماده خلقت(حجر/ 27 ، الرحمن / 15) و نشان قدرت خداوند (طه / 10 ، قصص / 29 و نمل /7) و نمادی از هدایت اوست (یس /90) به نوشته شیخ اشراق :

« آتش دارای ذاتی شریف است . پارسیان درباره این که آتش رمز وجودی اردی بهشت (واسطه رسیدن به فیض ذات مطلق) می باشد و آن نوری است قاهر که آتش از آن افاضه می شود اتفاق نظر دارند. » (هاشم رضی : 1379/ 77 و 142)

آتشی که نزد ایرانیان ستایش شده و می شود و بر این پایه باورهایی شکل گرفته و رسومات و سننی پایه گذاری شده و آداب و عاداتی  تعریف گشته و از مولفه های فرهنگ و تمدن ایرانی به شمار رفته و می رود « آتش خرد و حکمت» است و این همان است که به تعبیر زردتشت هدیه آسمانی و اهورایی و غریزی زندگی و سبب کمال و عروج انسان می شود (همان / 142 ـ 146)

شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) در این زمینه می نویسد:

« این نور (آتش خرد و حکمت) را به پهلوی (فهلوی) «خره» می گویند و چنان که زردتشت گفته است :«خره» نوری است که از ذات پروردگار می درخشد و به وسیله همین نور آفریدگان برخی بر برخی دیگر برتری می یابند. » (همان / 50)

این آتش است که سرمدی است و جاودانگی می آورد و بدین لحاظ در سروده های عارفان آمده است :« خام بدم، پخته شدم ، سوختم»

این آتش است که هستی بخش وز ندگی ساز است ، شور و شعور آفریده و زایش و بالش می آورد، امن و امان و ایمان می آورد . جلال الدین رومی بدان اشاره کرده و سروده است:

« آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد ، نیست باد» (مثنوی معنوی / دفتر اول)

این همان آتش پاک و مقدس و نور محض است که بی دانشی، کثری و دیومنشی را زدوده و می راند ، همان آتش سینایی و موسایی است که تجلی خداوندی است و در سروده های حافظ این چنین بدان اشاره رفته است:

« بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

می خواند دوش درس مقامات معنوی

یعنی بیا که آتش موسی نموده گل

تا از درخت نکته توحید بشنوی» (دیوان حافظ / غزل / 463)

خواجه احیانا اشاره دارد به آیه شریفه « الذی جعل لکم من الشجر الاخضر نارا= همان که برای شما ازدرخت سبزی آتشی پدید کرد که از آن می افروزید»(یس /80)

نکته توحیدی درخت ـ که به بیان سهروردی نما دفکر و اندیشه می باشد (هاشم رضوی : 1379 / 85 _ در سروده دقیقی سراینده دوره سامانی چنین آمده است :

« چو یک چند گاهی برآمد بر این

درختی پدید آمد اندر زمین

از ایوان گشتاسب تا پیش کاخ

درختی گشن بیخ و بسیار شاخ

همه برگ او پند و بارش خرد

کسی کو چنان برخورد کی مرد

خجسته پی و نام او زردهشت

که اهرمن بدکنش را بکشت

پدید آمد آن فره ی ایزدی

برفت از دل بدسگالان بدی.» (تاریخ ادبیات در ایران/ دکتر ذبیح اله صفا / ج /1 : 408)

«فّره ایزدی» همان آتش خرد و حکمت و فرایند همان هدیه آ سمانی و بهانه چهارشنبه سوری اهورایی است.

در ادبیات عرفانی « آتش» رمز برآیش عشق است و «آتشکده» راز خانه معشوق

در غزلیات عارف معاصر آمده است:

« در ره جستن آتشکده سرباید باخت

به جفاکاری او سینه سپر باید کرد (2)» (دیوان امام خمینی)

این است که آتشگاه و آتشکده ، جای راز و نیاز و نماز است ، جای قرب و مراقبت و همان محراب است و به این حقیقت اسرار آمیز اشاره دارد آنجا که می سراید :

« به یک هفته ای پیش یزدان بدند

مپندار کاتش پرستان بدند

که آتش بدانگاه محراب بود

پرستنده را دیده پر آب بود»

پس این آتش و آتشکده نه عنصر جرمانی و جسمانی است ، که معنوی و نور محض دانش و اشراق و مشهود است. آتش راستی و درستی، آتش روشنایی خرد و حکمت و جلوه خدایی و جای بندگی و دلبردگی است ، آتش درون سوزی است که در توصیف علامه ملا احمد نراقی چنین آمده است:

« خلوتی خواهم کنون آراستن

هم زجانان ساحتش پیراستن

اندر آنجا آتشی افروختن

خویش را و همگنان را سوختن

آتش دیرینه را دامن زنم

آتش اندر مرد و اندر زن زنم

راستی عشق آتش سرکش بود

هر دو عالم گرم از این آتش بود

عشق نار الله باشد موصده

مطلع بر جان ها و افئده » (مثنوی طاقدیس ، صفحه دوم ، ص /       / 182)

به نوشته عارف معاصر ، خمینی :

« انسان باید بکوشد تا آن صورت ندامت را در دل قوت بخشد تا ان شاءاله به بیت احتراق خانه سوزندگی وارد شود و آن چنان است که به واسطه تفکر در تبعات و آثار موحش معاصی، ندامت را در دل قوت دهد و نمونه « نار الله الموقده» را خود به اختیار در دل خود روشن کند و قلب را به « آتش ندامت» محترق کند تا که همه معاص ا زآن آتش بسوزد و کدورت و زنگار قلب مرتفع گردد و بداند که اگر این آتش را در این عالم ، خود برای خود روشن نکند و این در جهنم را که خود باب الابواب بهشت است به روح خود مفتوح نکند ، از این عالم که منتقل شد ناچار در آن عالم آتش سخت سوزناک برای او تهیه شود و ابواب جهنم بر روی او باز گردد. » (چهل حدیث : / 276)

بر این پایه « آتش» در فرهنگ و ادب پارسی و عرفان ایرانی و نیز متون مذهبی یک « نماد» است نماد بروز ندامت و ظهور عشق و حضور در مرقد معشوق . به گزارش نویسنده کتاب تاریخ بخارا :

« ایرانیان باستان اعتقاد داشتند برای اوج به آسمان هفتم ـ که برترین آسمان ونمود بهشت است ـ باید از گناهان پاک شد ، لذا بوته های زشتی و گناه را از صحرا برکنده و هفت هیمه آتش به نیت هفت آسمان برافروخته و با پریدن از آن ، خود را به آسمان هفتم، نزدیکتر می کنند. »

بدین بیان ، آتش رمز روشنایی خدایی و راز پیراستگی ، پاکی ، نماد و نشان خردورزی و پویه الهی است . به بیان قرآن :

« هل اتیک حدیث موسی، اذ رای نارا... آیا داستان موسی به تو رسیده است ؟ وی از دور آتشی دید و به خانواده اش گفت : بایستید که من آتشی می بینم ، باشد که اخگری از آن برای شما بر گرفته و بیاورم یادر پرتو آن راه را باز یابم و چون به نزدیک آن رسید ، ندا داده شد که ، هان ای موسی!همانا من پروردگار تو هستم ! کفش هایت را به احترام از پا بیرون کن و بدان که تو در وادی مقدس هستی. » (طه / 8-12 ، قصص / 29 -30 و نمل / 7-10)

این است سر تقدیس آتش و این است که، ایرانیان به مقتضای ذوق ظریف و روح لطیف و عرفانی که دارند و از آن برخود دارند ، به نام «آتش» جشن گرفته و به سرور وشادمانی می پردازند ، همان گونه که به نام «بعثت» _= سر ریز شدن آتش عشق الهی و سر زدن عشق مردمی(3)) و به نام « امامت» (= مشعل نگهبانی بیداری و روشنایی و آزادی(4)) جشن می گیرند.

بدین چشم انداز ، رویکرد پارسیان و ایرانیان به آتش، رویکردی زیستی ، شناختی و عرفانی است.

تجزیه و تحلیل عناصر و تفسیر و تبیین افعال و اذکار جشن چهارشنبه سوری (آتش، آتش افروزی ، پرش از روی آن ، سرود « سرخی تو از من و ... » با توجه به روانشناسی رنگ ها (5)، ذوق ظریف و روح هنری و عرفانی ایرانیان و ..) گویای آن است که، آئین «چهارشنبه سوری» رفتاری است نمادین، سمبلیک ، اسرار آمیز و معنادار با این پیام :

«باید با شعله ور سازی « آتش ندامت » از زشتی ها و رذیلت ها ، عشق به زیبایی ها و فضیلت ها را در خانه دل بر افروخت و از واگرایی و درماندگی، ایستایی و واماندگی گسست و به آتشکده دوست درآمد و به کاروان « حیات» پیوست و رفت درست.»

جشن چهارشنبه سوری ، جشن شعله ورسازی مشعل عشق و عقل است که زردتشت برافروخت و ایرانیان ، بویژه با پذیرش فرهنگ « بعثت، غدیر و عاشورا» فروزان ترش کردند ، و با برافراشتن « مناره» همواره در یادها، زنده و جاودانه نگه داشتند.

پیام آئین چهارشنبه سوری ، پیام نگهبانی از آتش خرد و حکمت و ماندگار سازی  منار و مشعل عقل و عشق است.

این است که چهارشنبه سوری به عنوان سنت دیرپای ملی به رغم همه بدعت ها و برائت ها ، نه تنها از حافظه تاریخی ملت ایران پاک و پنهان نمانده است ، بلکه همچنان پایا و مانا و رسانای پیام است.

 

 

پی نوشت ها

1 ـ توجه کنید به لزوم طهارت (وضو، غسل و ..) در آستانه هر عبادت در آئین های انسانی والهی

2ـ آتشکده در اصطلاح عرفانی یعنی عالم عشق، قلب  مالامال از عشق الهی . رک : فرهنگ دیوان امام خمینی ، ص /53)

3ـ اشاره به تعریف استاد مطهری از بعثت . ( رک : انسان در قرآن ـ خود آگاهی پیامبرانه)

4ـ اشاره به گزاره « الامام کالنار علی المنار...» (رک : تحف العقول ، بخش سخنان امام هشتم)

5ـ رنگ سرخ ، نماد داشتن آرزوهای بلند ، شور و شوق زندگی و قدرت اراده و همت عالی است و رنگ زرد ، نماد توسعه طلبی ، رفاه ،آسودگی و زندگی بی دردسراست . (رک : روانشناسی رنگ ها ، ماکسل لوستر، ترجمه ویدا ابی زاده)