قربانی و خلاقیت

«به انگیزه عید قربان»

بازخوانی داستان آدم و رازیابی قصه هبوط نشان می دهد که شدن کمال گرایانه انسان و فعلیت معنویت او، به شرط گذر از مجری دنیای ماده امکان پذیر است.

با توجه به ویژگی های دنیای ماده که دنیای ظلمت و کثرت و مشقت است، این نکته روشن است که گذرگاه ماده، گذرگاه رنج و زحمت و خطر است. به گفته امام علی -ع- "فاهبطه الی دار البلیه= خداوند آدمی را به دنیای آزمون و خطا فرود داده، پیاده کرده و خانه داده است."

گشت و گذاری در موارد استعمال کلمه "بلاء" و کلمات هم خانواده در ادبیات دینی و قرآنی نشان می دهد که:

ابتلاء به آن آزمونی گفته می شود که گردونه رشد کیفی و چرخه پرورش توانمندیها، مهارتها و خلاقیت ها و نهایتاً شکل گیری و تکوین شخصیت انسانی باشد.

بنابراین درست است که پایانه روند کمال گرایی انسان، نقطه "الیه راجعون" است. اما گذرگاه این رویش و بالش، به بیان امام علی -ع- گذرگاه "شک و تردید" است و این ویژگی ساختاری دنیای خلق است.چه آنکه آن امام همام فرمود:

"فباع الیقین بشکّه و العزیمه بوهنه...

پس به شرط گذر از وادی "شک و تردید" می توان به خانه "امن و امان و ایمان" سفر کرد و فرود آمد.

از این رو حضور در "سراب خلق" مقدمه ورود و ظهور در "سرای حق" است.این است که گفته اند: "المجاز قنطره الحقیقه"

بدین ترتیب پرواز معراج وار انسان از پایگاه خلق به پایانه حق در فرایندی از همبستگی عقل، عشق و نفس صورت گرفته و رخ می دهد.

"عقل" بعنوان مهندس پرواز، "عشق" بعنوان نیروی محرکه و عامل پیشران و "نفس" بعنوان عنصر مقاوم و سرسختی که ایجاد اصطکاک کرده و پویایی و تحرک را امکان پذیر می کند.

بدین تحلیل، شرط سلامت جان و صحت ایمان و نیز شرط بروز خلاقیت و ظهور امامت انسان، گذر از لایه ها و جاذبه های دنیای ماده و جهان خلق است. به سروده امام:

"باید از آفاق وانفس بگذری تا جان شوی

وانگه از جان بگذری تا در خور جانان شوی"

نمونه عینی این واقعیت - برابر گزارش قرآن - سرگذشت ابراهیم پیامبر است. داستان زندگی او نشان می دهد که وی به موازات گذر از لایه ها و جاذبه های علمی و عملی دنیای طبیعت؛ خلاقتر و کاملتر گشته و سرانجام، چون از چرخه "ابتلاء" ذبح اسماعیل پیروزمندانه گذر کرده و به موقف حق رسید، به "امامت" ره یافت.

پیام داستان زندگی این پیامبر بزرگ و قصه ذبح اسماعیل این است که:

هر کسی به مقتضای عوامل محیطی و تربیتی، در بند یک سلسله علقه ها و دلبستگی ها و در اسارت شماری از وابستگی های ذهنی و عینی است که او را از نو خواهی، نوگرایی،نواندیشی، نوزایی و نو آوری باز داشته و زمینگیر و واپسگرا کرده و به نابینایی، نا سپاسی و انکار عملی حق کشانده و باز تولید کفر می کند.باید این قالب ها را شکست و از بند این علقه ها گسست و از کمند اسارت "اسماعیل" نفس رست و به حق پیوست. به بیان امام خمینی:

« تا اسیر رنگ بویی، بوی دلبر نشنوی

هرکه این اغلال در جانش بود، آماده نیست »

باید از مسجد الحرام طبیعت به مسجد الاقصی فطرت، هجرت کرد و از آنجا به نور حقیقت رجعت نموده و وارد شد.

"از هستی خویشتن گذر باید کرد 

 زین دیو لعین صرفنظر باید کرد

گر طالب دیدار رخ محبوبی 

 از منزل بیگانه سفر باید کرد"

بنابراین، "قربانی" نماد عینی این پیام است که:

وارستگی - و نه گسستگی - از طبیعت و پیوستگی به فطرت، طریقت کشف حقیقت و فرود در خانه حق است.

"از هستی خویشتن رها باید شد

از دیو خودیِّ خود، جدا باید شد

آن کس که به شیطان درون سرگرم است

کی راهی راه انبیاء خواهد شد"

پس دنیا، معبر است و گذشت از آن، فرایند خلاقیت و کشف حقیقت و مکانیسم ظهور امامت است و البته این گذشت و کشف عامل سلطه و سیطره بر طبیعت است.

به بیان خداوند :

"لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا مما تحبون..."

بدین منطق "قربانی" موجد "قرب" است و "قرب" نیز موجب تسخیر و "استعمار" طبیعت است.

و بدین مهم اشاره دارد اینکه گفته اند:

«العبودیه جوهره کنهها الربوبیه = غایت بندگی حق، خداوندگاری خلق است.»