« آیه حضور »
عشق زیبایی و مانایی ویژگی ساختاری روان آدمی و نهادینه جان اوست.عشق انگیزه و زیبایی و مانایی انگیزنده است و ازاین رو است که آدمی همواره به موجب محرک عشق،رو سوی زیبایی داشته و در شدن کمال گرایانه و جاودانه گرایانه است و بدین سبب است که انسان همانگونه که یک ذهن کاوشگر و پژوهشگر است،یک روح پرستشگر نیز هست و چنان است که خداوند،انسان را نه به نام باور ایمانی،که به نام ارزش انسانی به عبادت و پرستشگری فراخوانده و دعوت کرده است.
پس عبادت اعلام نیاز جاودانگی و میل به پرواز در بیکرانگی است.لازمه عشق ورزی آن است که به تعبیر عارف شوریده دل،باباطاهر،در عبارت «پسند جانان» رعایت شود و بدانگونه که دلپذیر معشوق است صورت گیرد،نه آنگونه که خواهش و گرایش عاشق می طلبد،چرا که عبادت به واقع ،خریدن ناز و کرشمه معشوق است.
گوهر پرستش حضور عقلانی و ارادی در جذبه و جوار معشوق است و شکل پذیر و قالب بردار هم نیست.نه زبان و واژه می خواهد و نه زمان و زمین ویژه. اما اثبات عاشقی البته نه برای خاق و نزد مردم که ربای نفس پیچیده و مرموزی که گاه خدا را ابزار قرار داد و از دیانت و عبادت ستون معیشت می سازد، و گرچه ناخود آگاه، در جهت خود ارضایی و فربه سازی من طبیعی، ژست عبادت به خود می گیرد و عادت به جای می آورد،ایجاب می کند که معشوق کرشمه کند و صورت ویژه ای از عبادت را تعریف و طلب نماید و چنین است که گاهی عبادت فرم می پذیرد و بدین معنی است که نماز و روزه، گر چه همه عبادت نیست و حتی علامت نوعی بندگی و دل رفتگی هم نیست، اما نوعی عبادت و محصول کرشمه و دلربایی معشوق است. روزه داری ،گذشته از آثار وضعی روانی و اجتماعی، پاسخ به ناز معشوق است و بدین نسق رویکرد عارفانه به دین، روزه داری را ایجاب کرده و طلب می کند. افزون بر آن،مدنیت و آزاد منشی هم ایجاب می کند که آداب و سنن مذهبی مردم که پایه و مایه ای معقول و مقبول دارد.چونان عادات و رسومات ملی و دینی. حرمت گذاری شود و مورد نقض قرار نگیرد،چرا که به گفته امام علی (ع):«آداب و عادات مذهبی و ملی است.» بایسته و شایسته است که شئونات رمضان رعایت گردد و همگان با ایجاد محیط پر شور و شعف، جهت حضور در این میهمانی، شادی و شادابی آفریده و فضای مناسب را به ویژه برای سال اولی ها بستر سازی کنند، چه آنکه: رمضان ، فصل رویش و شکفتن است، فصل پویش و نه سفتن است و فصل گذر و گذار و گذاردن است. رمضان، فصل گذاردن سنگینی بار سفر و گذار از جاذبه لایه های دنیای حضر و گذر به ماوراء و دنیای دگر است. رمضان، فصل ریزش بی معنایی و بیهودگی است، فصل گریز از بیماری و بیکاری است و فصل ستیز با بدانگاری و کژراهی و تبهکاری است. رمضان فصل وصل است و یاد یار، فصل خود اندیشی و خود آگاهی و خدایابی است و وقت جوشش کاریز علم و عرفان از کانون عقل و دل است.
احمد اسلامی