درون مایه "انسان زیستی " ، راهبرد "توسعه" و حتی پیش نیاز "دینداری" آزادی و آزاد زیستی" است.
در نوشتار "شهروند مقتدر" (چشم انداز، شماره 59) بر پایه این انگاره که : "ازاد زیستی فرایند روایی و روانی حقوق چند گانه ای است که ، فرد را در جامعه دارای هویت کرده و مقتدر می کند و به او توان شکوفایی و باروری می دهد" افزودیم که:
" شایسته انسان زیستی و بایسته مینو گرایی ، نهاد سازی فرهنگ شهروند مقتدر است. یعنی فرد ، زمانی در جامعه ، زیستی انسانی- معنایی پیدا می کند که دارای هویت باشد و تحقق آن هم در گرو اقتدار است و اقتدار هم بازخورد اجرای حقوق و در صدر آن آزادی است.
بدین چشم انداز ، ملة ابراهیم، نمایه ای فراتر از صورت ویژه ای از یک شریعت است و عنوان گفتمانی فراسوی روش های آیینی و گونه های پرستشگری است . و به زبان دیگر : ملة ابراهیم فرنام هویتی است میان سبکی که اگر بسان شخصی حقیقی رخ نموده و تناور گردد و در اندازه و قواره شخصیتی نمودار شود ، سیمایی چندگانه پیدا کرده و دارای کارمانی بدین سامان است .
برابر آنچه در نهجالبلاغه آمده است، بازده و برونداد ايده و انديشه علوي در حوزه اخلاق و تربيت، انسان بالنده، زاينده و گسترشيافتهاي است كه به پايه «خويشتن باني» (= تقوي) رسيده و «خويشتندار» باشد. چه آنكه به گفته آن پيشوا : «سرنمون منشهاي فرازين انساني، خويشتنباني و خويشتنداري است.» (نهجالبلاغه، حكمت/ 410) و چنان است كه وي، آن را چكيده واگويههاي تربيتي خويش ميداند. (همان/ نامه/ 31)
انسان در بينش وحياني همچون نقطه پرگار هستي و بهعنوان غايت آفرينش(1) تقدير و تعريف شده و ميشود و به لحاظ اصالتهايش در منزلتي قرار ميگيرد كه هيچيك از پديدهها، توان رقابت با او را ندارند و پيدا نميكنند.(2)