برابر يافته‌هاي علمي، انسان پديده‌اي است كه رفتاري ديناميكي دارد. اين يافته‌ها كه با داده‌هاي وحياني هم، همسويي و همراهي دارند، انسان را- چونان طبيعت- هستِ رازگونه‌اي تعريف مي‌كنند كه در نهان و نهاد او، اصالت‌ها، استعدادها و فرصت‌هايي كِشته و نهفته شده است (الناس معادن ... رك: ميزان‌الحكمه، ج10، ص240) كه براي جاري زندگي چون سفره زيرزميني مي‌ماند. بديهي است كه اين واقعيت‌ها و قابليت‌هاي سفره مانند بايد كاويده شود و كشف و استخراج گردد. چه آنكه هستي چرخه بر فرازي توانمندي‌ها و گردونه شكوفايي انرژي‌ها و بوته رويش و بالش كمال انساني است و اين كارماي آفرينش است. و بر اين پايه «غايت بعثت و نهايت تجربه رسالت- چنانكه در بيان وحياني آمده است- آزادسازي انسان از راه بيدارسازي انگيزه‌هاي سرشتي و ساختاري و نيز كارآمدسازي گنجينه‌هاي دروني است.» (اعراف/107+ شعراء/17+ غاشيه/88) و به بيان ديگر: «غايت شريعت و حقيقت طريقت و هم جوهر و گوهر ديانت، رستاخيز جان در جهان انسان است.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 23:23  توسط احمد اسلامی  | 

درون مایه "انسان زیستی " ، راهبرد  "توسعه" و حتی پیش نیاز "دینداری" آزادی و آزاد زیستی" است.

در نوشتار "شهروند مقتدر" (چشم انداز، شماره 59) بر پایه این انگاره که : "ازاد زیستی فرایند روایی و روانی حقوق چند گانه ای است که ، فرد را در جامعه دارای هویت کرده و مقتدر می کند و به او توان شکوفایی و باروری می دهد" افزودیم که:

" شایسته انسان زیستی و بایسته مینو گرایی ، نهاد سازی فرهنگ شهروند مقتدر است. یعنی فرد ، زمانی در جامعه ، زیستی انسانی- معنایی پیدا می کند که دارای هویت باشد و تحقق آن هم در گرو اقتدار است و اقتدار هم بازخورد اجرای حقوق و در صدر آن آزادی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 21:4  توسط احمد اسلامی  | 

بدین چشم انداز ، ملة ابراهیم، نمایه ای فراتر از صورت ویژه ای از یک شریعت است و عنوان گفتمانی فراسوی روش های آیینی و گونه های پرستشگری است . و به زبان دیگر : ملة ابراهیم فرنام هویتی است میان سبکی که اگر بسان شخصی حقیقی رخ نموده و تناور گردد و در اندازه و قواره شخصیتی نمودار شود ، سیمایی چندگانه پیدا کرده و دارای کارمانی بدین سامان است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 16:50  توسط احمد اسلامی  | 

برابر آنچه در نهج‌البلاغه آمده است، بازده و برون‌داد ايده و انديشه علوي در حوزه اخلاق و تربيت، انسان بالنده، زاينده و گسترش‌يافته‌اي است كه به پايه «خويشتن باني» (= تقوي) رسيده و «خويشتن‌دار» باشد. چه آنكه به گفته آن پيشوا : «سرنمون منش‌هاي فرازين انساني، خويشتن‌باني و خويشتن‌داري است.» (نهج‌البلاغه، حكمت/ 410) و چنان است كه وي، آن را چكيده واگويه‌هاي تربيتي خويش مي‌داند. (همان/ نامه/ 31)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 17:30  توسط احمد اسلامی  | 

انسان در بينش وحياني همچون نقطه پرگار هستي و به‌عنوان غايت آفرينش(1) تقدير و تعريف شده و مي‌شود و به لحاظ اصالت‌هايش در منزلتي قرار مي‌گيرد كه هيچ‌يك از پديده‌ها، توان رقابت با او را ندارند و پيدا نمي‌كنند.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 2:5  توسط احمد اسلامی  |